انتشارات فرانکلین مکتب اصالت متن است

    0
    44
    انتشارات فرانکلین

    پروین‌گنابادی در نشست مجازی «نقش انتشارات فرانکلین در توسعه نشر کتاب در ایران» انتشارات فرانکلین را مکتبی با اصالت متن نام نهاد که نشر ایران را متحول کرد. زیرا این انتشارات تعداد زیادی از فعالان این حوزه را آموزش داده‌ است.

     

     

    انتشارات فرانکلین نشر ایران را متحول کرد

    به گزارش چاپ و نشر آنلاین به نقل از ایبنا، اتحادیه انجمن ‌های علمی-دانشجویی زبان و ادبیات فارسی به مناسبت 11 شهریور، روز صنعت چاپ، نشست «نقش انتشارات فرانکلین در توسعه نشر کتاب در ایران» در فضای مجازی را با حضور بهرام پروین‌گنابادی، معاون فرهنگی انتشارات علمی و فرهنگی و استاد زبان و ادبیات فارسی برگزار کرد.

    پروین‌گنابادی گفت: پیش از این گفته بودم «انتشارات فرانکلین» بیش از انتشارات است، فرانکلین یک مکتب است. امروز می‌خواهم این جمله را باز کنم. انتشارات فرانکلین نشر ایران را متحول کرد.

    وی درباره همایون صنعتی‌زاده، موسس انتشارات فرانکلین گفت: همه می ‌گویند موسس فرانکلین یعنی صنعتی ‌زاده نابغه بود. همیشه این نوابغ هستند که جایی را اثربخش می‌کنند.

    گنابادی تصریح کرد: دیگر نابعه، میرزا تقی ‌خان امیر کبیر است که از ابتدایی که بر کُرسی صدارت می‌نشیند، اطلاعیه می‌دهد هر کسی بتواند کتابچه‌ای بنویسد و قوانین برای تسهیل امور مملکت در آن بیان کند، از او حمایت خواهد شد.

    این استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: ابتدا میرزا شفیعی قزوینی، کتابچه‌ای به امیرکبیر می ‌دهد و چاپ می ‌شود و بعد چندین رساله تهیه می ‌شود تا اینکه در سال 1302 محتشم ‌السلطنه -میرزا حسن ‌خان اسفندیاری- در دربار ناصرالدین شاه رساله‌ای با عنوان «چرایی عقب افتادگی ما» از روی کتاب شفیعی قزوینی می‌نویسد.

    وی ادامه داد: در این بین رساله ‌های بسیاری نوشته شده‌است، به همین دلیل لازم بود تا دارالترجمه‌ای که زیر‌نظر مترجمان متخصص اداره می‌شد، فعالیت و کتاب ‌های غربی را ترجمه کنند و این اتفاق میفتد.

    وی افزود: در آن دوره بسیاری از کتاب‌ها ترجمه می‌شود، اما به دلیل مسائل سیاسی به مشکل برمی‌خوردند. بعد از کودتای 32، در کابینه اعلام می‌کنند که نیاز داریم کتاب ‌های غربی را ترجمه کنیم.

    لزوم توجه جوانان به تکنیک و روش صنعتی‌ زاده 

    پروین‌گنابادی درباره نحوه شکل‌گیری انتشارات فرانکلین توضیح داد: همایون صنعتی‌زاده در جوانی از خانواده جدا شد و فکر تجارت داشت. او از بازار پوسترها را می‌گرفت و اعلام می‌کرد که می‌خواهد نمایندگی تجارت‌ها را داشته‌باشد.

    وی افزود: او برای رونق کارش مهمانی برگزار کرد و در یکی از این گردهمایی‌ها، دو امریکایی از سفارت که نزدیک خانه آن‌ها بود، اعلام کردند که می‌خواهند با او همکاری کنند؛ اما پاسخ جوان منفی است. در دیدار بعد، امریکایی‌ها از او برای نمایش چند کتاب در گالری اجازه می‌خواهند.

    پروین‌گنابادی اظهار داشت: این کتاب‌ها برای برنامه کتاب فرانکلین در امریکا بود که با هدف ترجمه کتاب‌های امریکایی در کشورهای مختلف فعالیت می‌کرد. افراد در برنامه کتاب فرانکلین سعی می‌کردند کتاب از سوی مترجمین ترجمه شود و بین مردم برود.

    وی تصریح کرد: به همین دلیل سعی می‌کردند که موسسه درست کنند و به این منظور امکاناتی ارائه می‌دادند. این برنامه در بیروت، مصر و شرق آسیا شعبه داشت.

    این استاد زبان فارسی با تاکید بر روش فعالیت صنعتی‌زاده ادامه داد: از این زمان صنعتی‌زاده کتاب‌ها را می‌بیند و می‌پذیرد تا با شیوه خودش فعالیت کند. اگر جوان‌ها می‌خواهند کاری کنند باید به روش کار این افراد توجه کنند.

    گنابادی ادامه داد: روند فعالیت برنامه فرانکلین به این شکل بود که کتاب‌هایی معرفی می‌کرد، ترجمه و صفحه‌آرایی می‌شد. ناشر، درصدی از چاپ برای ترجمه و صفحه‌آرایی برمی‌داشت. رفته‌رفته تعداد کتاب‌ها زیاد شد.

    بیشتر بخوانید: خطر افت شدید سرانه مطالعه کشور

     

     شکل‌گیری بخش ادیتوریال در انتشارات فرانکلین

    پروین‌گنابادی درباره تحصیلات و سازوکار فکری موسس انتشارات فرانکلین ادامه داد: صنعتی‌زاده در لندن تئاتر خواند و به شکسپیر علاقه‌مند بود. وقتی به ایران آمد، همه می‌گفتند که متخصص شکسپیر است.

    این استاد افزود: صنعتی‌زاده 20 روز در سال را در لندن میگذراند. در آنجا با فردی آشنا شد و زمانی که به لندن می‌رفت کتاب‌هایی را با هم بررسی می‌کردند. صنعتی‌زاده می‌گفت که از ابتدای آشنایی می‌دانست، او را برای ویراستاری به ایران می‌آورد.

     وی با اشاره به زمانی که دومین جلد کتاب «تاریخ تمدن» ترجمه شده‌ بود، با مشکلی مواجه شد، بیان کرد: مترجم می‌گفت که اینجا ترجمه با متن هماهنگ نیست. منوچهر انور از آن زمان به‌عنوان داور، متن اصلی را با ترجمه مقابله می‌کرد. از آن پس بود که یک متخصص ترجمه، به شکل نظام‌مند برای این کار شکل گرفت.

    گنابادی ادامه داد: صنعتی‌زاده بخشی را به بخش ادیتوریال اختصاص داد. همچنین دانشگاه تهران این بخش را ایجاد کرد تا اگر کتابی در هر حوزه ترجمه می‌شود، چنین مقابله‌ای برای آن انجام شود، چراکه پیش از آن کتاب‌هایی ترجمه می‌شد که مجموعه‌ای از کلمات فارسی بود و دانشجویان متوجه متن آن نمی‌شدند.

    به گفته پروین‌گنابادی بخش ادیتوریال نتوانست در انتشارات دانشگاه تهران به فعالیت خود ادامه دهد. او تصریح کرد: استادان دانشگاه این فشار را می‌آورند که نباید ترجمه آن‌ها تغییر کند، به دلیل این فشار، بخش ادیتوریال در انتشارات دانشگاه تهران شکل نگرفت. اما در فرانکلین که انتشارات خصوصی بود و عنانش در دست یک فرد بود، این روند ایجاد شد.

    نتیجه هم‌افزایی پیشرفت است

    پروین‌گنابادی با اشاره به اینکه انتشارات فرانکلین با چند انتشارات مانند امیرکبیر و «سخن» همکاری می‌کرد، گفت: صنعتی‌زاده فهمیده بود که اگر می‌خواهد پیشرفت کند باید هم‌افزایی داشته‌ باشد و بدون هم‌افزایی هیچ کاری پیش نمی‌رود. صنعتی زاده . هیچ وقت تنها کار نمی‌کرد.

    وی با تاکید بر اینکه در انتشارات فرانکلین علاوه بر اینکه کتاب ویرایش می‌شد، از افراد درستی هم استفاده می‌شد، ادامه داد: احمد سمیعی گیلانی ویراستار نسل دوم انتشارات فرانکلین است و نسل اول نجف دریابندری، انور و غیره بودند.

    به گفته گنابادی انور تعیین کرده بود که تا ظهر در انتشارات فرانکلین فعالیت می‌کند و بعد دنبال تئاتر و سینما خواهد رفت، اما با همکاری نجف دریابندری و فتح‌الله مجتبایی کار ویراستاری زیاد شد.

    انتشارات فرانکلین نخستین رعایت‌کننده قانون کپی‌رایت

    پروین‌گنابادی در ادامه درباره منش‌ افرادی که در انتشارات فرانکلین کار می‌کردند، گفت: روزی جوانی 18 ساله با کاغذی در دستش وارد دفتر شد. «خشم و هیاهو» نوشته ویلیام فاکنر را ترجمه کرده بود و می‌خواست این کتاب چاپ شود.

    این استاد افزود: بارها با برنامه فرانکلین مکاتبه شد تا اجازه ترجمه و انتشار این کتاب داده‌ شود. زیرا وقتی می‌خواستند که کتابی را ترجمه کنند به فرانکلین نامه می‌زدند. این مجموعه کپی‌رایت کتاب را می‌خرید. بنابراین فرانکلین نخستین جایی است در ایران که کپی‌رایت را رعایت می‌کرد. 

    وی ادامه داد: وقتی این جوان ترجمه خود از «خشم و هیاهو» را می‌آورد، انور می‌بیند که ترجمه پریشان است و مانند آن یک صفحه کار انجام نشده‌ است. انور می‌نشیند و کتاب را مجدد ترجمه و با نام آن جوان منتشر می‌کند.

    گنابادی خاطرنشان کرد: دریابندری گفت: «نمی‌دانم چرا انور این کار را کرد؛ زیرا آن جوان فقط نشسته بود و یاد می‌گرفت.»  فرانکلین 14 بار این کتاب را چاپ کرده و 20 بار از سوی ناشران دیگر و بارها از سوی ناشران، بی‌اجازه چاپ شد؛ در نتیجه این کتاب سرمایه انتشارات فرانکلین است.

    فرانکلین مکتب اصالت متن است

    گنابادی درباره شروع انتشار کتاب‌های دوزبانه در فرانکلین به نقب از سیروس پرهام  گفت: کتاب های دو زبانه ای که کسی جرات چاپ آن را نداشت انتشارات فرانکلین جرات کرد و این کار را انجام داد. پرهام در بخارا نوشت که گفتند این اقدامات زیر نظر او بود اما انور و چند نفر دیگر روی آن کار کردند.

    وی با طرح این سوال که در سال 1400 کدام مترجم جرات انتشار ترجمه شعر به دو زبان را داد، افزود: در آن زمان چند نفر با هم همکاری می‌کردند و هیچ اسمی هم از آن‌ها بیان نمی‌شد. صنعتی‌زاده به مترجمان اعتماد به‌نفس می‌داد که می‌توانند ترجمه کنند و متن اصلی را در برابر آن بگذارند.

    گنابادی تصریح کرد: اگر ویراستار مسلط، پشت مترجم باشد، این کار انجام می‌شود. فرانکلین، مکتب اصالت متن است و متن برای او اهمیت دارد.

     

    ایده انتشار کتاب‌های جیبی

    پروین‌گنابادی با بیان این مطلب که فروش انتشارات فرانکلین بالا رفت، اما صنعتی‌زاده راضی نبود، ادامه داد: صنعتی ‌زاده این ایده در لندن به ذهنش رسید که کتاب‌های جیبی منتشر کند. با این روش می‌توانست قیمت کتاب را پایین بیاورد و شمارگان را بالا ببرد.

    وی ادامه داد: با این کار کاغذ هم ارزان می‌شد، زیرا با استفاده از کاغذهای برش خورده این کار را کرد. اواخر دهه 30 این اقدام شروع می‌شود. برای آن لوگویی با الهام از سر اسب های تخت جمشید طراحی می‌کنند که به آن «کله اسبی» می‌گویند. در نتیجه کتابخوانی را در ایران افزایش یافت.

    وی افزود: ناشران دیگر هم خواستند این کار را بکنند، اما چاپخانه‌ها نتوانستند پاسخگوی این نیاز باشند. متولدین دهه 20 و 30 و اوایل 40 با کتاب‌های جیبی انس و الفت دارند. این کتاب‌ها برای آن‌ها حس نوستالژیک دارد و با آن کتاب‌های جیبی کتابخوان شدند.

    گنابادی خاطر نشان کرد: در دهه 50 در خانواده‌ها برای کتاب هزینه نمی‌شد، اما کتاب‌های جیبی وارد بسیاری از خانه‌ها شد. حتی در ایستگاه راه آهن، داروخانه، دکه روزنامه‌فروشی و… این کتاب‌ها وجود داشت و نسلی کتابخوان را تربیت کرد.

    تاسیس یکی از بهترین چاپخانه‌های ایران

    به گفته پروین‌گنابادی، برنامه فرانکلین بر این اساس بود که به کشورها برای انتشار کتاب کمک کند، اما در حالی‌که دفتر بیروت و مصر هزینه‌های زیادی برای این برنامه داشت، صنعتی‌زاده کار را به جایی رساند که همه چیز برعکس شد و به دیگران وام می‌داد.

    وی ادامه داد: کتاب‌های افست و جیبی فروش خوبی داشت، حتی صنعتی‌زاده قانون 47 را بعد از جنگ جهانی پیدا کرد. بر این اساس کشورهایی که به متفقین کمک کردند می‌توانند از تکنولوژی صنعتی استفاده کنند.

    گنابادی افزود: این را در جلسه اعلام می‌کند تا از آلمان خواسته شود، به ایران دستگاه چاپ بدهد، اینگونه چهار دستگاه افست را وارد ایران می‌کند و یکی از بهترین چاپخانه‌های ایران از سوی صنعتی‌ زاده و عبدالرحیم جعفری شکل می‌گیرد.

    به گفته او صنعتی‌زاده همچنین به حروفچینی و طرح روی جلد کتاب‌ها توجه داشت، وی افزود: صنعتی زاده از گرافیست ها و طراحان برجسته مانند مرتضی ممیز در مجموعه انتشارات فرانکلین استفاده کرد زیرا نیروی انسانی را سرمایه مجموعه خود می دانست.

    توجه صنعتی‌زاده به تهیه و تالیف کتاب درسی

    پروین‌ گنابادی، درباره جنبه دیگر فعالیت انتشارات فرانکلین گفت: در دهه 30 تشتتی در کتاب‌های درسی به‌ویژه در دوره دبستان به‌ویژه درباره تنظیم الفبا، ایجاد شد. در نتیجه سازمان کتاب‌های درسی کنار انتشارات فرانکلین تاسیس و برای تالیف کتاب‌های درسی متخصص‌های دوره دیده در امریکا درنظر گرفته ‌شد.

    وی افزود: هدف صنعتی زاده تالیف کتاب های درسی خاورمیانه بود. به طوری که به گفته یکی از بزرگان افغانستان سامانه کتاب‌های درسی افغانستان را صنعتی‌زاده پایه‌گذاری کرد و حتی در دوران طالبان هم از بین نرفت.

    گنابادی ادامه داد: در اوایل دهه 40 این انتشارات ساختمان هفت طبقه در خیابان جهان‌کودک را خریداری کرد که سه طبقه زیرزمین داشت.  جایی که این روزها محل انتشارات علمی و فرهنگی است.

    وی خاطر نشان کرد: در زیرزمین دو طبقه استودیو بود، زیرا صنعتی‌زاده می‌خواست برنامه‌های آموزشی را ضبط کند و به مناطق محروم ببرد.

    در سیستم فرانکلین رواداری وجود دارد

    پروین‌گنابادی  به دورانی که پول وارد سیستم انتشارات فرانکلین شد اشاره کرد و اداهم داد: در سیستم فرانکلین رواداری وجود دارد. اگر بخواهید که پیشرفت کنید باید روادار باشید، باید به کارکنان و کارمندان برسید. در فرانکلین هیچکس کاری نداشت که چه کسی سیاسی است و چه کسی نیست. فرانکلین مجموعه‌ای شامل از افراد با نظرهای سیاسی مختلف اما وطن‌پرست بود. افرادی که فقط روی یک اندیشه تمرکز و تعصب ندارند و اجازه می‌دادند فکرها و افراد مختلف کار کنند.

    وی ادامه داد: حامیان صنعتی‌زاده به تدریج کنار رفتند و اعلام کردند که او از برنامه کتاب امریکایی فراتر رفته‌ است. حتی افرادی اسمش را کودتا گذاشتند، باید این دیدگاه مورد قضاوت قرار بگیرد.

    او خاطرنشان کرد: بعدها همه دارایی انتشارات فرانکلین را به اسم علی‌اصغر مهاجر کردند و صنعتی‌زاده از فرانکلین کنار رفت. در این میان صنعتی‌زاده کاغذ پارس را هم در ایران تولید کرد زیرا به آن نیاز بود.

    انتقال انتشارات فرانکلین به مهاجر

    به گفته پروین‌گنابادی، مهاجر چند سالی فعالیت در انتشارات فرانکلین را ادامه داد، زیرا این اقدامات پایه قوی داشت.وی توضیح داد: در این زمان دریابندری را برای دوره‌های آموزشی به سوئیس  می‌فرستند و کریم امامی در فرانکلین سردبیر می‌شود. قبلا دریابندری این مسئولیت را برعهده داشت.

    گنابادی ادامه داد: در انتشارات فرانکلین، تصمیم درباره ترجمه کتاب ها و تعداد انتشارشان در یک سال برعهده سردبیر است که این کار از سرویراستاری بالاتر است.

    این استاد زبان فارسی درباره چگونگی شکل‌گیری مجله «کتاب امروز» توضیح داد: جله «کتاب امروز» فقط  هشت شماره چاپ شد. مجله‌‎های «بررسی کتاب» و «راهنمای کتاب» پیش از آن منتشر می‌شد و تاثیر زیادی بر کتابخوانی داشت. «کتاب امروز» یکی از تاثیرگذارترین مجلات در تاریخ مطبوعات بود، زیرا نوآوری داشت و هر شماره با یک گفت وگوی مفصل شروع می‌شد.

    فرانکلین مکتب آزاداندیشی است

    پروین‌گنابادی درباره ادامه فعالیت مهاجر در انتشارات فرانکلین بیان کرد: مهاجر مدتی کتاب‌های جیبی منتشر کرد. دریابندری از سوئیس برگشت و معاون مهاجر شد، بعد کناره گرفت. مهاجر دارایی فرانکلین را فروخت و به دانشگاه آزاد ایران واگذار کرد. در اذهان این‌طور جا گرفته که فرانکلین شخصی بوده و بعد غصب شده، باید به تاریخ توجه کرد. این انتشارات به دانشگاه آزاد واگذار شد.

    به گفته وی انتشارات فرانکلین صنعت نشر ایران را متحول کرد و کارهایی کرد که ناشران دیگر نمی‌توانستند انجام دهند. فرانکلین مکتب است، زیرا هرکسی وارد فرانکلین شده، به تعداد زیادی از فعالان این حوزه آموزش داده‌است. فرانکلین مکتب اصالت متن است، مکتب به کار گرفتن نیروی درجه یک و مکتب آزاداندیشی است که هر کسی به‌واسطه تخصص می‌تواند در آن فعالیت کند.

    ارسال یک پاسخ

    لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
    لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

    14 − هفت =