یادداشت مدیر انتشارات بینالمللی حافظ درباره بحران کاغذ در صنعت چاپ و نشر
به گزارش چاپ و نشر به نقل از خبر فوری عباس جهانگیری، فعال حوزه کتاب و مدیر انتشارات بینالمللی حافظ، در رابطه با بررسی بحران کاغذ در صنعت چاپ و نشر و راهکارهای پیشنهادی برای کاهش وابستگی، نوسازی چاپخانهها و اصلاح ساختار این صنعت یادداشتی را منتشر کرده است.
خط و نشان کاغذ وارداتی برای صنعت چاپ
در حال حاضر بزرگترین مشکل صنعت چاپ و نشر، وابستگی به واردات کاغذ، زینک، مرکب و چسب صحافی و قطعات ماشین آلات چاپ است. حذف یا کاهش تعرفه واردات مواد اولیه صنعت چاپ و نشر، تخصیص ارز پایدار قابل پیشبینی برای مواد اولیه، ایجاد کارگروهی متشکل از چاپخانهداران و ناشران برای واردات عمده و کاهش قیمت تمام شده و ایجاد ذخایر کاغذ و زینک برای جلوگیری از شوک بازار میتواند به حل این مسئله کمک کند.
دغدغه دیگر نوسازی چاپخانهها است؛ بخش بزرگی از چاپخانههای ایران با تجهیزات ۲۰ تا ۴۰ ساله کار میکنند. اعطای وامهای بلندمدت و کمبهره برای نوسازی تجهیزات، معافیت مالیاتی واردات ماشینآلات چاپ جدید، توسعه مراکز تعمیرات و تولید قطعات یدکی داخلی و ایجاد شهرکهای چاپ و بستهبندی پیشنهاد میشود که نتیجه آن کاهش ضایعات کاغذ، افزایش سرعت و کاهش هزینهها است. ما همچنین نیازمند بازنگری در صنعت کاغذسازی داخلی هستیم.
بسیاری از کارخانهجات داخلی با مشکلات زیادی روبهرو هستند؛ مانند فناوری قدیمی، کمبود مواد اولیه، مصرف بالای انرژی و کیفیت نامناسب. به همین منظور سرمایهگذاری در تولید خمیر کاغذ از باگاس، نیشکر و بازیافت و تمرکز بر کیفیت به جای صرف افزایش ظرفیت ضروری است. اگر کیفیت کاغذ داخلی تفاوت محسوسی با نمونه خارجی نداشته باشد، ناشر تمایل بیشتری به خرید داخلی پیدا خواهد کرد. در شرایط فعلی توسعه نشر دیجیتال نیز اهمیت ویژه دارد.
یکی از مهمترین راهکارهای عبور از بحران کاغذ، کاهش وابستگی به چاپ فیزیکی است؛ هرچند این امر در همه انواع کارهای چاپی کمتر امکانپذیر است. ما نیازمند توسعه کتاب صوتی، حمایت از قانون نشر دیجیتال و کاهش مالیات نشر دیجیتال هستیم. امروزه در اغلب کشورها بخشی از فروش کتاب به سمت نسخههای دیجیتال رفته و فشار بر مصرف کاغذ و زینک را کاهش داده است.
مشکل بعدی چاپ بر اساس تقاضا است. در ایران هنوز بسیاری از ناشران نسخههای زیادی از یک عنوان کتاب را به چاپ میرسانند که بخشی از آنها هرگز به فروش نمیرسد. گسترش چاپ دیجیتال با تیراژ پایین یک راهکار است که از مزایای آن کاهش خواب سرمایه، کاهش هزینههای انبارداری و حملونقل و کاهش برگشتی کتاب است. اصلاح نظام توزیع و فروش نیز ضروری است.
گاهی هزینه توزیع و برگشت کتاب از خود چاپ گرانتر تمام میشود. فروش مستقیم ناشر به مصرفکننده، توسعه فروشگاههای آنلاین، حذف واسطههای غیرضروری، استفاده از سامانههای ملی کتاب و ایجاد شرایط برای افزایش تقاضای کتاب اهمیت ویژه دارد. حتی اگر مشکل کاغذ حل شود، بدون افزایش سرانه مطالعه، صنعت نشر همچنان ضعیف خواهد ماند. در این راستا تعریف بنهای خرید کتاب برای دانشجویان و معلمان، معافیت مالیاتی خرید کتاب برای سازمانها و ترویج کتابخوانی در مدارس میتواند مؤثر باشد.
پیشنهاد ما تشکیل صندوق توسعه نشر است. مشکلات نشر کوتاهمدت نیست و به سرمایهگذاری بلندمدت نیاز دارد. این صندوق میتواند به ناشران و چاپخانهداران وام دهد، از نوسازی تجهیزات حمایت کند و ریسک افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه را پوشش دهد.
اگر بخواهیم فقط سه اقدام را انتخاب کنیم که بیشترین اثر را در کوتاهمدت و میانمدت داشته باشد، به شرح زیر است:
– تثبیت و تأمین مواد اولیه شامل کاغذ، زینک، مرکب و چسب
– نوسازی چاپخانهها و توسعه چاپ دیجیتال و چاپ بر اساس تقاضا
– گسترش نشر الکترونیک و کتاب صوتی برای کاهش وابستگی به کاغذ
در واقع آینده نشر ایران احتمالاً ترکیبی از کتاب چاپی با تیراژ کمتر، چاپ سفارشی، کتاب الکترونیک و کتاب صوتی خواهد بود. صرف افزایش تولید کاغذ داخلی بدون اصلاح ساختار اقتصادی نشر به تنهایی نمیتواند این بحران را برطرف کند.
حال در شرایطی که با بحرانها و تحریمهای مختلف مواجه هستیم، باید راهکارهای واقعبینانهتری را در نظر بگیریم:
– کاهش وابستگی به زینک و چاپ افست بخش بزرگی از وابستگی صنعت نشر به زینک، داروهای ظهور، قطعات دستگاههای افست و تجهیزات خارجی است.
اگر تیراژ کتابها امروزه بین ۱۰۰ الی ۵۰۰ نسخه باشد، توسعه چاپ دیجیتال و ریسوگراف میتواند بخشی از وابستگی را کم کند. به جای اینکه هر کتاب حتماً با افست چاپ شود، برای تیراژهای پایین از فناوریهایی استفاده شود که مصرف زینک ندارد.
– احیای فرهنگ تعمیر و مهندسی معکوس یکی از مشکلات امروز این است که بسیاری از چاپخانهها منتظر واردات قطعه هستند.
در شرایط تحریم، کشورهایی که دوام آوردهاند معمولاً به سمت مهندسی معکوس قطعات، ساخت داخلی قطعات مصرفی و بازسازی ماشینآلات قدیمی رفتهاند. ممکن است کیفیت صددرصد مشابه قطعات اصلی نباشد، اما از توقف کامل خط تولید بهتر است.
– تغییر استانداردهای تولید کتاب در شرایط کمبود کاغذ و مشتقات آن، حفظ همان الگوی مصرف گذشته منطقی نیست.
– کاهش گرماژ کاغذ در برخی کتابها استفاده از قطعهای اقتصادیتر، کاهش صفحات رنگی غیرضروری و طراحی کممصرفتر میتواند گاهی ۱۵ تا ۲۰ درصد صرفهجویی ایجاد کند.
– بازیافت اگر واردات کاغذ محدود باشد، ارزش بازیافت چند برابر میشود. در ایران هنوز بخش زیادی از کاغذهای باطله به چرخه تولید بازنمیگردد. سرمایهگذاری روی جمعآوری بازیافت حرفهای و تولید کاغذ باکیفیت میتواند بخشی از نیاز بازار را پوشش دهد.
– تغییر مدل کسبوکار ناشران باید بپذیرند که تیراژهای دهه ۷۰ و ۸۰ دیگر میسر نیست. در شرایط بحران، چاپ کمتر، فروش مستقیم، چاپ مجدد سریع و کاهش خواب سرمایه اهمیت بیشتری دارد.
– نگاه به نشر به عنوان کالای راهبردی اگر سیاستگذار نشر را صرفاً یک فعالیت تجاری ببیند، طبیعی است که سرمایه به سمت حوزههای سودآورتر برود.
اگر کتاب را زیرساخت کشور بدانیم، باید همانند برخی صنایع راهبردی از زنجیره نشر حمایت هدفمند صورت گیرد؛ نه فقط از ناشر، بلکه از چاپخانهها، صحافیها، کارخانههای تولید کاغذ و مقوا، تولیدکنندگان مرکب و سازندگان قطعات ماشینآلات چاپ. در واقع اگر تحریمها را یک واقعیت بلندمدت فرض کنیم، راهحل اصلی «واردات بیشتر» نیست؛ بلکه کوچکتر کردن مصرف، افزایش بهرهوری، تعمیر و بازسازی تجهیزات موجود، بازیافت گسترده و همکاری جمعی میان ناشران و چاپخانهها است. این راهکارها شاید رشد سریع ایجاد نکنند، اما میتوانند از فروپاشی تدریجی صنعت نشر جلوگیری کنند.













