شکور مقصودی؛ مقصود، چاپ

    مرور عمر رفته بر چاپ در گفت و گو با شکور مقصودی

    0
    74
    شکور مقصودی

    در این مطلب با شکور مقصودی از پیشکسوتان چاپ در استان اردبیل به گفت و گو نشستیم تا از این طریق هم از وضعیت چاپ این استان با خبر شویم و هم با یکدیگر به ورق زدن روزهای زندگی این فرد بپردازیم.

    معرفی پیشکسوتی از استان اردبیل

    شنیدن صحبت ها و خاطرات بزرگان و پیشکسوتان همیشه برای همه افراد بسیار جذاب و شیرین است چرا که در پس تمام گفته های این افراد سال ها تجربه نهفته است. تا به امروز در بخش پیشکسوتان صنعت چاپ با افراد زیادی به گفت و گو نشستیم اما این افراد اکثریت اشخاصی بودند که در تهران حضور داشتند؛ اما باید به این نکته توجه داشت که ما در تمام نقاط کشور نیز پیشکسوتانی را داریم که صنعت چاپ آن استان امروز مدیون زحمات گذشته این افراد هستند.

    لذا با این تفاسیر سعی کردیم که در این مطلب با یکی از پیشکسوتان چاپ در استان اردبیل به گفت و گو بنشینیم تا از این طریق هم از وضعیت چاپ این استان با خبر شویم و هم با یکدیگر به ورق زدن روزهای زندگی این فرد بپردازیم.

    زمانی که با او به گفت و گو نشستم شاید تصویر او را در جلو چشمانم نداشتم اما شنیدن صدایش حکایت های زیادی را بازگو می کرد. تمام مدت در ذهنم تصویرش را تداعی می کردم. کسی که سالیان سال به همراه پدرش به صنعت چاپ کشور خدمت کرده است. او کسی نیست جز شکور مقصودی مردی از نواحی کوهستانی که همتش حکایت از سخت کوشی و صبوری اهالی کوهستانی دارد و اما زندگی او را از زبان خودش بشنوید.

     

    زندگی چاپی شکور مقصودی 

    من شکور مقصودی در سال 1316 در شهرستان اردبیل و در یک خانواده فرهنگی پر اولاد متشکل از چهار برادر و چهار خواهر به دنیا آمدم. از آنجا که من دومین فرزند خانواده بودم تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان سنایی اردبیل سپری کرده و تحصیلات دبیرستانی را تا کلاس نهم در دبیرستان صفوی گذراندم.

    در سال 1329 مرحوم پدرم رحیم مقصودی که سابقه آشنایی با خوشنویسی و چاپ داشت با خرید یک دستگاه ماشین چاپ نیم ورقی دستی ساخت تبریز و اندکی لوازم حروفچینی چاپخانه مقصودی را در شهرستان اردبیل تاسیس نمودند. لذا بر اثر همین اقدام کار چاپ در خانواده ما به نوعی موروثی شد.

    در ادامه همین روند برادر بزرگم آقای ابراهیم مقصودی چند سال پیش چاپخانه بابک را در اردبیل دایر کردند و بعد از چند سالی فعالیت، چاپخانه را به تهران منتقل کردند. در ادامه عموی مرحومم غفور مقصودی مدیریت چاپخانه فردوسی اردبیل را به عهده داشتند و حال پسر ایشان محمدحسن مقصودی آن را اداره می کنند.

    عموی دیگرم مرحوم حاج صادق مقصودی چاپ حلب (زنیط) را در تهران داشتند. برادر خانمم آقای محمدعلی محمودزاده نیز قبلاً در اردبیل تحت نام چاپ ایران فعالیت داشتند و اینک در شهر تبریز با نام چاپ منصور مشغول به کار هستند.

    شکور مقصودیعشق به چاپ

    در ادامه صحبت های شکور مقصودی از علاقه اش به حوزه چاپ گفت: در دنیای اختراعات، قلم و کاغذ جای بسزایی دارد و اکثر افراد جامعه به نحوی با آن آشنایی دارند چرا که اینها آموزنده علم و پیوند دهنده تجربیات گذشتگان به آیندگان می باشند لذا من نیز مثل همه افراد جامعه به سمت وسوی این پدیده کشیده شدم و از زمانی که مرحوم پدرم با حروف سربی و چاپ سرو کار داشت از او دور نمی شدم و به دلیل علاقه ای که به چاپ و کاغذ و حروف چینی پیدا کرده بودم تحصیلات دبیرستانی خود را نیمه تمام گذاشته و نزد پدرم به یادگیری آن پرداختم

     با گذشت زمان خود را در چهار دیواری این صنعت گرفتار دیدم و هر قدر بیشتر سعی کردم بیشتر در نو یافته های آن غرق و علاقمند به توسعه چاپخانه کوچک پدرم شدم. با این تفاسیر در دی ماه 1337 با خرید ماشین چاپ و تعدادی حروف چاپخانه اتفاق اردبیل سروس امانی به چاپخانه پدر دادم. خوب به یاد دارم درآن زمان در شهر ما تعداد چاپخانه یکی دو تا بیشتر نبود.

    در ادامه این روند در سال 1338 یک دستگاه ملخی دست دوم از موسسه مرحوم نوریانی خریداری و چاپخانه کوچکمان را مجهز کردیم تا از این طریق بتوانیم بهتر جوابگوی مشتریان خود باشیم. سال ها گذشت تا اینکه در سال 1344 مرحوم پدرم به خاطر علاقه زیاد من به این صنعت رسماً امتیاز چاپخانه و مدیریت آن را به بنده واگذار کردند. با به دست گرفتن مدیریت چاپخانه در همان سال با خرید یک دستگاه برش پلی گراف امکانات فنی چاپخانه را ارتقاء دادم.

    در ادامه فعالیتم در سال 1355 یک دستگاه «مان مسطح یک ورقی» به چاپخانه اضافه کردم. خوب به یاد دارم در آن زمان با توجه به امکانات چاپخانه در هفته تقریباً یک کامیون کاغذ در چاپخانه ما چاپ می شد. در همین راستا به علت کثرت سفارشات الزاماً یک ملخی و یک دستگاه مسطح 82×56 هایدلبرگ نو از موسسه مرحوم نوریانی خریداری و از این طریق به کسب و کار خود رونق بیشتر دادم. در تمام این مدت از موفقیت هایم همیشه خرسند بودم.

     

    فعالیت صنفی

    در ادامه صحبت هایش از شکور مقصودی درباره فعالیت های صنفی اش پرسیدم و او در پاسخ می گوید: در طول چند سال فعالیتم حدود ده سال به عنوان نماینده چاپخانه داران اردبیل در جلسات تقسیم کار مطبوعات دولتی در اداره کل ارشاد اسلامی شرکت مستمر داشتم و لذا در همین راستا در تاریخ 27 / 1/ 63 از طرف اداره ارشاد اسلامی اردبیل به عنوان مربی آموزشی مسئولیت آموزش تعرفه دولتی کارپردازان ادارت را به عهده گرفتم.

    گفتنی است در طول قریب 60 سال فعالیت بدون وقفه به نام مدیر چاپخانه مقصودی همواره مورد تشویق کتبی مسئولین محترم قرارگرفته ام. بعد از شنیدن فعالیت های او درحوزه چاپ برایم بسیارجالب بود که از زندگی خصوصی او نیز بدانم به همین علت از او درباره زمان ازدواج و سربازیش پرسیدم. می گوید: در سال 1346 ازداوج کردم و ثمره آن یک پسر و دو دختر هستند و اما دوره سربازی ام را داوطلبانه دو سال قبل از موعد یعنی از سال 1334 تا 1336 در گردان مهندسی اردبیل به عنوان دفتردار سپری کردم.

     

    خدمات مرحوم نوریانی

    تا به امروز با هر پیشکسوتی که به گفت و گو نشستم از زحمات مرحوم نوریانی بسیارشنیدم اما همیشه در ذهنم این سوال وجود داشت که آیا خدمات مرحوم نوریانی تنها در سطح تهران بوده است؟ به همین علت از مرحوم نوریانی از شکور مقصودی پرسیدم.

    مرحوم مرتضی نوریانی از واردکنندگان و فروشندگان ماشین آلات چاپ و جزو مدیران لایق و آگاهی بودکه نمایندگی ماشین آلات چاپ و لوازم جانبی آن را به عهده داشتند. ایشان حامی سرمایه گذاران در این صنعت بودند و با اعتباری که درکارخانه های تولیدی ماشین آلات چاپ فراهم آورده بودند با مشتریان خود نقد واقساط معامله می کردند و با وام بانکی و تضمین باز پرداخت برای خریداران ماشین آلات، تسهیلات زیادی ارائه می کردند.

    انتخاب بهترین ماشین آلات و دارا بودن کادر زبده، کاردان و متخصصین آموزش دیده در کشورهای سازنده از جمله خصوصیات ارزنده مرحوم نوریانی بود.

    خوب به یاد دارم در جاده کرج نمایشگاه ماشین آلات چاپ دایر کرده بودند و در آنجا به داوطلبین و خریداران به وسیله کادر ایرانی و خارجی آموزش می دادند. فکر نمی کنم تاکنون کسی مثل آن مرحوم به صنعت چاپ کشور خدمت کرده باشند.

    شکور مقصودیتلخ و شیرین های کار چاپ

    در ادامه صحبت هایش از خاطرات شیرین و تلخش در طول این چند سال پرسیدم. درجواب گفت: در مورد خاطرات تلخم باید بگویم بعد از خرید لوازم و ماشین آلات چاپ اتفاق در اردبیل اخطاری های از دادگستری وقت دریافت شد که مدیر چاپخانه فروشنده، خلاف صنفی داشته و چون چاپخانه را شما خریده اید باید جوابگو باشید.

    حدود شش سال هر سه ماه یکبار بنده را احضار می کردند تا اینکه بالاخره اندک مبلغی به عنوان جریمه کار خلاف نکرده پرداختیم و قضیه پایان یافت و اما شیرین ترین خاطره ام مربوط می شود به دریافت لوح تقدیر (چاپخانه دار برتر) از هفدمین دوره تجلیل از خادمان نشر در آبان 1388 با امضاء وزیر محترم ارشاد اسلامی البته به همراه جوایز بهار آزادی.

    معمولاً هنگامی که به پای صحبت های قدیمی ها می نشینیم اغلب از سختی ها سخن به میان می آورند. به همین خاطر از او درباره سختی های آن دوران پرسیدم. در اوایل کار کلیشه های لازم را در تبریز به مرحوم حاج عبدالوهاب شعاری سفارش می دادم. روحش شاد.

    انسان مومن و خوش برخوردی بودند. بعدها گراورسازی نادر در شهرمان توسط مرحوم زنده یاد نادر سیف الهی که از اساتید کار کلیشه و گراور در تهران بودند دایر شد و لذا از آن روز به بعد تمام سفارشات را به ایشان می سپردم و ایشان نیز تمام کارهای کلیشه و گراور را علی رغم کمبودهای دوران دفاع مقدس به انجام رساندند. در آن دوران فاصله سطرهای حروف چینی را با مقوا تنظیم می کردیم و این کار سختی بود.

    خوب به یاد دارم یک روز برای پایین آوردن ماشین چاپ یک ورقی (مان) که از یک اوراقچی در میدان شوش تهران خریداری کرده بودم با فقدان جرثقیل در شهر مواجه شدیم و ناچاراً چند ارابه ماسه نرم پشت کامیون دپو کردیم و ماشین را روی تپه ماسه تخلیه کرده و بعد با لوله و تخته اهرم کرده تا اینکه به چاپخانه آوردیم. دردسر تمیزکردن و به کاراندازی آن داستان دیگری است؛ اما خوب است بدانید از همان ماشین 15 سال درچاپخانه کار کشیدیم.

    بیشتر بخوانید: ناصر کلاری؛ مرد خیر صنعت چاپ

     

    مشکلات صنعت چاپ

    بعد از مرور خاطرات زندگیش در ادامه از شکور مقصودی درباره مشکلات صنعت چاپ پرسیدم. بعد از مکثی کوتاه در پاسخ گفت: هر صنف مشکلات خاص خود را دارد و اگر در هر بخشی برنامه ریزی منسجم و روشنی وجود نداشته باشد موفق نمی شود و صنعت چاپ هم مستثنی از سایر صنوف نیست.

    اکثر مشکلات این صنف به دوران قبل از انقلاب که آموزش فنی و حرفه ای را نادیده گرفته بودند باز می گردد زیرا در آن زمان بیشتر افراد با معلومات شخصی خود وارد بازارکار می شدند. خوشبختانه امروزه آموزشگاه های فنی و حرفه ای با فعالیت خود این معضل را بر طرف کرده و در این راستا کارگران با تجربه به جامعه صنعتی تحویل می دهند.

    البته در اینجا باید به این نکته توجه داشت که اگر واردکنندگان ماشین آلات جدید چاپ به وسیله متخصصان داخلی و یا خارجی فرهنگ صحیح استفاده کردن از سرمایه های ملی را به خریداران ماشین آلات ارائه دهند قسمتی از مشکلات برطرف می شود.

    به اعتقاد بنده صدور پروانه فعالیت و مسئولیت چاپخانه را می توان از سه جهت سرمایه گذاری، موقعیت محل کار و مدیریت، هرکدام را جداگانه بررسی کرد.

    1- دستگاه های تکثیر دیجیتال- کپی- کپی رنگی- کپی پرینترها با مجوز و نظارت امورصنفی

    2 – دستگاه های چاپ چاپخانه ها تا چهار ورق با مجوز و نظارت اداره کل ارشاد.

    3 – دستگاه های چاپ بالاتر از چهار ورق و صنعتی با نظارت و مجوز ادارات صنایع و معادن که هرکدام آیین نامه، ضوابط خاص و جداگانه خود را داشته باشند.

    در خصوص وضعیت صنف چاپ در اردبیل نیز باید بگویم: خوشبختانه نسبت به کار ارجاعی ادارات و بازار در گردش هم چون عقربه های ساعت روبه جلو در حرکت است و با سرمایه گذاری همشهریان محترم و همیاری بانک های وام دهنده، علاقمندان و نسل جوان خود ساخته که در این صنعت قدم پیش گذاشته اند این صنعت در این استان روز به روز در حال پیشرفت است.

    به نظر بنده تشکیل شرکت تعاونی چاپ و نشر در هر شهرستان با سرمایه گذاری تمام اعضاء صنف و حمایت دولت محترم و سایر ارگان ها ضروری است و در این راستا نیز باید هیئت مدیره آن برابر مقررات و آئین نامه های مربوط و برای حفظ سرمایه و اجرای صحیح مقررات انتخاب شوند تا در پیشبرد این حرفه هنری و صنعتی قدم هایی برداشته شود و از پایین آمدن کیفیت کار به خاطر رقابت های نادرست و از اتلاف سرمایه ملی جلوگیری شود.

     

    سخن پایانی

    در پایان از او خواستم برای جوانان نصیحتی ارائه دهد تا افرادی که وارد این حوزه می شوند آن را چراغ راه خود قرار دهند. به همکاران عزیز و گرامیم سفارشی دارم و آن اینکه از سختی کار نهراسند، هیچ کاری ناشدنی نیست، فقط همت و اراده می خواهد، البته این یک پای قضیه است پای دیگر آن توان مالی و صداقت در کار است.

    صنعت چاپ یک کار چند مرحله ای است که هر کسی قسمتی از آن را انجام می دهد. از طراحی و لیتوگرافی، چاپ و عملیات بعد از چاپ هر کدام مکمل دیگری هستند. از طرفی در سرمایه گذاری ها باید دقت بسیاری کرد. هر کاری ماشین چاپ مخصوص خود را طلب می کند. جا به جا کردن و یا خرید وفروش یک ماشین چاپ کلی هزینه دارد.

    لذا قبلاً باید با اشخاص خبره و مورد اعتماد در این صنف مشورت کنند و خواسته های خود را صادقانه بیان کنند و صادقانه جواب بگیرند. تاسیس چاپخانه گاه عوارض مالی جانبی دارد و باید برای اینکه زیر بار بدهی هایی نروند که توان بازپرداخت آن را نداشته باشند قبل از شروع کار بررسی های لازم را انجام دهند.

    منتشر شده در شماره 73نشریه چاپ و نشر – آذر ماه 1389

    ارسال یک پاسخ

    لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
    لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

    17 + پنج =